الشيخ السبحاني

83

قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)

« وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَىءٍ وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ » ؛ « 1 » از همه چيز برخوردار است و او ( بلقيس ) صاحب تخت بزرگى است . اكنون بايد ديد منظور از « عرش خدا » چيست و مقصود از اين جملهء « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ » كه در قرآن كريم در هفت سوره « 2 » به همين كيفيت وارد شده است ، چيست ؟ ما در اين جا نظرهاى مفسران را آورده و در آخر آن چه د رنظر محققان صحيح و پابرجاست ذكر مىكنيم : 1 . دسته‌اى كه در آيات دقت نمىكنند و از اين راه خداوند را جسم و جسمانى دانسته‌اند ، مىگويند عرش خداوند تختى است به سان تخت ملوك و سلاطين ، كه روى آن قرار مىگيرد و به تدبير جهان آفرينش مىپردازد . اين اقليت ناچيز را « مجسمه » مىگويند و نظرشان از جهات متعددى مردود و بطلان آن آفتابى است . 2 . دستهء دوم كه هيأت بطليموس را در كيفيت آفرينش زمين و آسمان‌ها به سان وحى مُنْزَل مىدانستند و كرات چهارگانه و افلاك نه‌گانه را از اصول خلل‌ناپذير مىشمردند ، مىگفتند عرش همان فلك نهم است كه « فلك اطلس » نام دارد « 3 » و بر تمام افلاك احاطه دارد . اين نظر ، پس از روشن شدن اوضاع آسمان‌ها جزء افسانه‌ها درآمده به علاوه با اوصافى كه در قرآن و روايات دربارهء عرش وارد شده است ، كوچك‌ترين

--> ( 1 ) . . نمل ( 27 ) ، آيهء 23 . ( 2 ) . . ر . ك : اعراف ( 7 ) آيهء 54 ؛ يونس ( 10 ) آيهء 3 ؛ رعد ( 13 ) آيهء 20 ؛ طه ( 20 ) آيهء 5 ؛ فرقان ( 25 ) آيهء 59 ؛ سجده ( 32 ) آيهء 4 ؛ حديد ( 57 ) آيهء 4 . ( 3 ) . . مرحوم مجلسى در بحارالانوار ( ج 58 ، ص 5 ) اين نظر را به محقق داماد نسبت داده است .